ابو الحسن قزوينى
6
فوايد الصفويه ( فارسى )
واقعه در شعبان سنه ثلاثه و تسعين و ثمانمائه [ 893 ] روى نمود . بيت . حسينى گرفتار آل يزيد * ز روى جفا و ستم شد شهيد از آن حضرت سه فرزيد ماندند . سلطان يعقوب آن هر سه معصوم مظلوم بى گناه را در قلعهء اصطخر محبوس ساخت . بعد از فوت سلطان يعقوب ، بايسنغر « 6 » پسرش و رستم ميرزا نبيرهاش مقابله و مجادله داشتند . بايسنغر هزيمت خورده ، به شيروان شتافت . رستم ميرزا سلطان على ميرزا پسر بزرگ سلطان حيدر را از حبس برآورده و عساكر نصرت مآثر خويش را به جهت دفع بايسنغر به سلطان على ميرزا داده ، به طرف شيروان فرستاد . از تأثير زمان و گردش دوران ، رستم ميرزا را توهمى رو داده ، آن حضرت را به درجهء شهادت رسانيد و فرزندان صغير سلطان حيدر كه اسماعيل ميرزا و ابراهيم ميرزا بودند ، در واقعهء برادر اكبر ، خفيه از اردبيل روانه گيلان شدند . ابراهيم ميرزا را به مقتضاى طبيعت طفلى ، سوق ملاقات والده دامنگير شده ، از راه برگشته به دست معاندان اسير و دستگير شده ، كشته گرديد . شاه اسماعيل با اين كه به سن هفت سالگى بود ، در سنه ثمان و تسعين و ثمانمائه ( 898 ) خود را به گيلان رسانيده ، به والى آنجا كاركيا ميرزا على ( 10 چ ) متوسل شد و كاركياى مذكور به قدم اعزاز و احترام پيش آمده در شرايط خدمتكارى و مراسم مهماندارى قيام و اقدام نمود و مدت شش سال در آن ديار بود ، و به علوم رسمى پرداخت . فى مناسب الاحوال : قدش نو نهال ز باغ رسول * رخش گوهر شب چراغ قبول ز بستان حيدر گلى نورسى * كه گل بود پيش جمالش خسى فلك قدر و مه طلعت و مهر چهر * منور ز نورش رخش ماه و مهر ذكر ظهور و خروج شاه اسماعيل بن سلطان حيدر الصفوى الموسوى الحسينى از ديار جبلان به قصد والى شيروان در اوايل سنه خمس و تسعائه ( 905 ) به عمر چهارده سالگى لواى
--> ( 6 ) - در منابع همچنين بايسنغر نيز آمده است .